خرید بک لینک

بیا قول بدیم

اگر توی یک دنیای دیگه بههم رسیدیم

به هم سخت نگیریم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۳ ساعت ۷ ق.ظ توسط آقای زندگی  | 

برچسب: نویسنده: رویا جلالی تاريخ: پنجشنبه 1 شهريور 1403 ساعت: 4:46

او پارهی تن بود و بس، از من گرفتیدش چرا؟تقدیر با رحمیاش، شرمنده شد پیش شمامن نیمهجان سر میکنم، بی نیمهی زیباترماز او که دورش کردهاید، حتی از او تنهاترملبخند مصنوعی او، روز نخستین بهارلاک سفیدش تلخ بود، با ما چه کردی روزگارسرشارم از ناگفتهها، تصمیمم از اجبار بوداو مثل قلبم بود چون، از منطقم بیزار بودپیراهنم جا مانده بود، پیشش ولی فرصت نشدمیگفت این سهم من است، حتی اگر قسمت نشدایکاش اما میگذاشت، پیراهنم را بیجواببا طرهی مویی که داد، شد بیشتر از بیحسابتاج سفیدی بر سرش، چون غنچه بر یک یاسمنشاعر که بهتر وصف کرد: «خوابیده زیر نسترن»با حلقهی دست چپش، افسار شد بر گردنمشد پاشنهی آشیل گر، از صبر من رویینتنمدلخوش به اعجاز زمان، این مرهم انگیزهبخشترکیبی از شوق و غمم، چون جامهی گلسا بنفشهر بار یادش میکنم، داوودی خشکیده راتقدیرش اما مثل من، هرگز نمیپرسد چراشاید صباحی بعد از این، شاید کمی هم دیرترشاید فراموشم کند، سارای بی من پیرتر + نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین ۱۴۰۲ ساعت ۳ ب.ظ توسط آقای زندگی  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا جلالی تاريخ: جمعه 4 فروردين 1402 ساعت: 19:05

چو آغازِ قصه به دستِ دوتا بود، سرانجامش این بار حکمِ خدا بودبه من یاد دادند وداعی به حرمت، نگو جز به نیکی اگر کم وفا بودتشکّر کنم بابت هر چه بودی، که این حکمِ تقدیرِ زیبای ما بودرسیدن بماند به دنیای دیگر، که اینجا موازیِ بیانتها بودتو با دردِ من آشنایی ولیکن، و انّ مع العُسر یُسرا کجا بودپدر را بگو چشم را یادشان نیست، چه شد بعضها را چهکس مبتلا بود؟و من دوره کردم تمامِ خودم را، تجن تا خزر راه ما هم سوا بودو من مثل حامد پس از کوچِ ریرا، همین سِرتِرالین مرا اکتفا بودتو میخوانیاش من تو را میشناسم، نگفتم مقصر عزیزِ شما بودو زیباترین روزِ بهمن مبارک، که سارا غریبی چقدر آشنا بود + نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن ۱۴۰۱ ساعت ۶ ب.ظ توسط آقای زندگی  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا جلالی تاريخ: پنجشنبه 13 بهمن 1401 ساعت: 8:14

عذر ميخوام كه پاكش كردم مطلقا ارتباطي به احساس درونيم نداره

فقط احساس كردم وقتي تو امادگيشو نداري گفتنش فقط خودخواهيه

هرچند من دلم ميخواد بدوني كنارتم و چه حسي دارم ولي

نميخوام ته ذهنم خودخواه به نظر بيام

روزگارت خدايي

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۱ ق.ظ توسط خانم نفس  | 

برچسب: نویسنده: رویا جلالی تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 11:42

زن زیبا بود در این زمونه بلا
خونه ای بی بلا هرگز نمونه ای خدا
زن گل ماتمه خار و گل با همه
زن نا مهربون دشمن جونه
دل سرای غمه غم عالم کمه
خونه ی دل دمی بی زن نمونه
بی دل و دلبرم بی سر و همسرم
شاخه ی بی برم بی همزبونم
هرکه دارد گلی شوق آب و گلی
من بی دل چرا تنها بمونم
بی دل و بی نشان
آخر ای آسمان
شادیه روز و روزگار من کو
مرغ پر بسته ام خسته ام خسته ام
بی قرارم بگو قرار من کو

برچسب: نویسنده: رویا جلالی تاريخ: پنجشنبه 22 اسفند 1398 ساعت: 20:46

آخرین نامه ت رو نوشتی، همه ی حرف ها رو زدی و اتمام حجت کردی.دیروز تماس گرفتی و من معذرت میخوام که جواب ندادم، خیلی معذرت میخوام.برای من ساده نیست که بلاک کنم، ریجکت کنم یاحتی جواب تماس ندم.خوشحالم براادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا جلالی تاريخ: دوشنبه 26 فروردين 1398 ساعت: 23:36

طعم تلخ دوريامون سختي و صبوريامون

همه هيچن پيش پاي عشق پاك و بي ريامون

صبر ميكنم تا جايي كه فكرشم نميكني

عاشقتم تا نقطه اي كه تصور نميكني

برچسب: نویسنده: رویا جلالی تاريخ: دوشنبه 26 فروردين 1398 ساعت: 23:36

اينو به مناسبت تولدت نوشته بودم ولي فرصت نشد ديروز تايپ كنم خيانت# است خيانت# به انسانيته اگه تو پدر بچه من نشي خيانته اگه من مادر بچت نشم خيانته اگه بخوايم مجرد بمونيم و فقط خاله و دايي باشيم خيانت بهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا جلالی تاريخ: دوشنبه 26 فروردين 1398 ساعت: 23:36

عيد شما مبارك دم شما سه چاركخدارو هزار مرتبه شكر كه امسالم زنده بوديم و خدا بهمون لياقت وفرصت داد ايشالا سال پيش رو بهتر و انسان تر باشيم الهي تو سال جديد هيچكس گرسنه نخوابه بيمار تو خونه نباشهدل مردمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا جلالی تاريخ: دوشنبه 26 فروردين 1398 ساعت: 23:36

ارامش امروزمو مديون دل بريدن از غير خدام كنار گذاشتن فضاي مجازي كه فقط به ادما احساس ناخوشايند ميده و زندگي كردن كنار ادماي حقيقي هرچند امروز اگه همه خلق الله هم از من رو برگردونن من ايمان دارم كه تلاشمو ميكنم در جايگاه خودم بهترين باشم و نيازي به اثبات خودم به غير ندارم و همين باعث ميشه برعكس گذشته هر اتفاقي هرچنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا جلالی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 2:10

میدونی سامان ما بدجایی گم شدیم بدجوری سردرگمیم ساعت و لباس برند میخریم که نشون بدیم از اطرافیانمون پولدارتریم ماشین مدل بالاتر میخریم بخاطر بقیه در حالی که همون ماشین برامون عالی کار میکرد ظاهر به شدت برامون مهمه چون احساس ناامنی میکنیم و از روزگاری که توی این چرخه باطل افتادیم زندگیمون جهنم شد افسردگی به زندگیمون رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا جلالی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 2:10

به قول شازده كوچولو زبان سرچشمه سوتفاهم هاست...

تورو كنار خودم حس ميكنم

دعا ميكنم براي ارامش و سلامت روح و جسم تو

ارامش و رفاه مردمم

ارامش خودم

براي چيزي كه بايد بشيم و راهي كه بايد بريم

خدايا خودت به ما پناه بده مارو از غير خودت بي نياز كن كه جزتو فرمانروايي نيست اي قادر مطلق

عنوان اين پستم بمونه يك راز تو دلم

برچسب: نویسنده: رویا جلالی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 2:10

از تنهايي نميترسم چون خدا كنارمه نگران مال دنيا نيستم چون ايمان دارم خدا روزي رسونه از اينده نميترسم چون ايمان دارم خداي امروز فردا هم هست خودش مارو هدايت ميكنه و به عشق ايمان دارم نميتونم بگم دلتنگت نيستم يا بهت فكر نميكنم شديدا سرمو شلوغ كردم ولي بازم نبودنت يك جاهايي منو گير ميندازه ميدونم توام داري با خودت ميجنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا جلالی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 2:10

سلام عیدت مبارک ایمان و ترس یک چیز مشترک دارند هردو آینده ای که هنوز اتفاق نیفتاده را باور دارند به دلایلی این آخرین نامه ایه که برات مینویسم رفیق اگه اقا سامان جون من مرد من زندگی من همسر من هنوز در وجودت زنده بود برگرد دنبال عشقی که بهش باور داری و ایمان داشته باش وقتی دو نفر همدیگه رو بخوان هیچ بهانه ای نمیارن بیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رویا جلالی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 2:10

عزیز دل منی

تاج سر منی

چراغ این خونه ای

همه کس منی

سلام و جان دل

جان دل

جان دل

برچسب: نویسنده: رویا جلالی تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 1:42

صفحه بندی